mehrabooni

* سلام خدمت همه دوستای خوبم که به وبلاگم اومدین*

*برای همه ی شما آرزوی روزهایی سرشار از خوشبختی و سلامتی دارم*

*لطفا به بقیه ی دوستامون که دسترسی دارین آدرس وبلاگ  را بدین

تا بازهم از حال و هوای هم با خبر بشیم*

************************

؟؟؟؟اما اون خبره که منتظرش بودی؟؟؟؟

من به همین زودیا مامان میشم

از شما کمک میخوام

!!!یه اسم پسر؛یه اسم دخمل !!!

نه بابادوقلو کجابود ,خودت حدس بزن بچه چیه ؟

اسما رو تا5بهمن میخوام طولش ندی

نوشته شده در شنبه سی ام دی 1391ساعت 22:33 توسط mahemehraboon|



هرآدمی که می رود

یک روز

یک جایی

به یک هوایی برمی گردد

همیشه یک چیزی برای جا ماندن هست

حتی یک خاطره !

نوشته شده در جمعه بیست و نهم دی 1391ساعت 12:0 توسط mahemehraboon|




شما یادتون نمیاد ...

منم یادم نمیاد....

ولی میــــگن آدمــا یه زمــانی مهــــربون بـــودن ...!!
نوشته شده در جمعه بیست و نهم دی 1391ساعت 11:37 توسط mahemehraboon|

زنی از خانه بیرون آمد و سه پیرمرد را با ریش های بلند جلوی در دید .به آنها گفت :من شما را نمی شناسم ولی فکر میکنم گرسنه باشید ،بفرمائید داخل تا چیزی برای خوردن به شما بدهم .

آنها پرسیدند آیا شوهرتان خانه است ؟زن گفت :نه ,او به دنبال کاری از خانه بیرون رفته .آنها گفتند پس ما نمی توانیم داخل شویم .

عصر وقتی شوهر به خانه برگشت ,زن ماجرا را برای او تعریف کرد .شوهرش به او گفت :برو به آنها بگو بفرمائید داخل .

زن بیرون رفت و آنها رابه داخل دعوت کرد .آنها گفتند ما با هم داخل نمی شویم .زن با تعجب پرسید چرا ؟؟؟

یکی از پیرمرد ها به دیگری اشاره کرد و گفت :نام او ثروت است .بعد به پیرمرد دیگری اشاره کرد و گفت :نام او موفقیت است و نام من عشق است .حالا انتخاب کنید که کدام یک ازما وارد خانه شما شویم .

زن پیش شوهرش برگشت و ماجرا را برای او تعریف کرد .شوهر گفت :چه خوب ثروت را به خانه دعوت کنیم تا خانه مان پراز ثروت شود !ولی همسرش مخالفت کرد و گفت :چرا موفقیت را دعوت نکنیم ؟عروس خانه که سخنان آنها را می شنید ,پیشنهاد کرد :بگذارید عشق را دعوت کنیم تا خانه پراز عشق و محبت شود .

مرد و زن هردو موافقت کردند .زن بیرون رفت و گفت :کدام یک از شما عشق است ؟او مهمان ماست .

عشق بلند شد و ثروت و موفقیت هم بلند شدند و دنبال او راه افتادند .

زن با تعجب پرسید :شما دیگر چرا می آیید ؟پیرمرد ها با هم گفتند :اگر شما ثروت یا موفقیت را دعوت می کردید بقیه نمی آمدند ولی هرجا که عشق است ثروت و موفقیت هم هست !

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1391ساعت 22:47 توسط mahemehraboon|


دوستی فصل قشنگی است پر از لاله سرخ
دوستی تلفیق شعور من و توست
دوستی رنگ قشنگی است
دوستی حس عجیبی است
میان من و تو

 



نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1391ساعت 22:35 توسط mahemehraboon|

زائری بارانی ام آقا به دادم می رسی ؟
بی پناهم ، خسته ام ، تنها ، به دادم می رسی ؟
گر چه آهو نیستم اما پر از دلتنگیم
ضامن چشمان آهوها به دادم می رسی ؟
من دخیل التماسم را به چشمت بسته ام
هشتمین دردانه زهرا به دادم می رسی؟


****السلام علیک یا امام الرئوف****


Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4

 

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4

امام رضا (ع) فرمودند :

  پیوند خویشاوندی را برقرار كنید گرچه با جرعه آبی باشد ، و بهترین پیوند خویشاوندی ، خودداری از آزار خویشاوندان است.

از امام رضا ( علیه السلام ) از حقیقت توكل سؤال شد . فرمود : این كه جز خدا از كسی نترسی   

.  از اخلاق پیامبران ، نظافت و پاكیزگی است

.  دوست هركس عقل او ، و دشمنش جهل اوست

  بعد از انجام واجبات ، كاری بهتر از ایجاد خوشحالی برای مؤمن ، نزد خداوند بزرگ نیست.

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم دی 1391ساعت 19:20 توسط mahemehraboon|

به گلها بگویید به اشک ژاله، رخ بشویند

و بلبلان را به نوحه خوانی بخوانید

که پیامبر باران،

امشب دیگر نمی خندد.

""رحلت پیامبر اسلام(ص)و شهادت امام حسن مجتبی(ع) بر رهروان ایشان تسلیت باد.""

                                      ::::::::::التماس دعا::::::::::


نوشته شده در یکشنبه هفدهم دی 1391ساعت 23:29 توسط mahemehraboon|


میدوزم

شادی را به غم

زیاد را به كم

درخت را به ریشه

گاهی را به همیشه

ستاره را به آسمان

زمین را به كهكشان

كهنه را به نو

و

.

.

.

خودم را به تو...

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم دی 1391ساعت 20:5 توسط mahemehraboon|


روزی مردی خواب عجيبی ديد او ديد که پيش فرشته هاست و به کارهای آن ها نگاه می کند. هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را ديد که سخت مشغول کارند و تند تند نامه هايی را که توسط پيک ها از زمين می رسند، باز مي کنند و آن ها را داخل جعبه می گذارند. مرد از فرشته ای پرسيد، شما چه کار می کنيد؟ فرشته در حالی که داشت نامه ای را باز می کرد، گفت: اين جا بخش دريافت است و دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحويل می گيريم. مرد کمی جلوتر رفت، باز تعدادی از فرشتگان را ديد که کاغذهايی را داخل پاکت می گذارند و آن ها را توسط پيک ها يی به زمين می فرستند. مرد پرسيد: شماها چکار می کنيد؟ يکی از فرشتگان با عجله گفت: اين جا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت های خداوندی را برای بندگان می فرستيم. مرد کمی جلوتر رفت و ديد يک فرشته بيکار نشسته است. مرد با تعجب از فرشته پرسيد: شما چرا بيکاريد؟ فرشته جواب داد: اين جا بخش تصديق جواب است. مردمی که دعاهايشان مستجاب
شده، بايد جواب بفرستند ولی عده بسيار کمی جواب می دهند. مرد از فرشته پرسيد: مردم چگونه مي توانند جواب بفرستند؟ فرشته پاسخ داد: بسيار ساده، فقط کافی است بگويند: خدايا شکر!
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم دی 1391ساعت 20:0 توسط mahemehraboon|



پاییز ثانیه ثانیه می گذرد، یادت نرود این جا کسی هست که به اندازه

تمام برگ های رقصان پاییز برایت آرزوهای خوب دارد.

 عمرت یلدایی، دلت دریایی، روزگارت بهاری

 یلدای خوشی را برایتان آرزو می کنم . . .

*******یلدا مبارک*******


نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آذر 1391ساعت 23:1 توسط mahemehraboon|


آخرين مطالب
»
» خاطره
»
» کدام یک را میهمان خانه مان کنیم ؟؟؟
» دوستی
» شهادت امام رضا (ع)
» رحلت پیامبر(ص)
» میدوزم
» فرشته بیکار
» یلدا

Design By : Pichak